خرید بک لینک

* تِجّای یعنی چه *
( تِجّای زدن ) همان هجی کردن : یعنی حروف و حرکات و اعراب ( کلمه ) راازهم جدا کردن .
روشی که در این مقاله خواهم گفت ؛ کامل ترین و علمی ترین هجی کردن یا به قول وردنجانی ها ( تِجّای زدن ) است و این روش مخصوص ومنحصر به وردنجان قدیم است .
این روش که شناخت و یادگیری حروف ( الفباء ) با علامت ها و صداها وحرکات در زبان عربی است فاقد حروف ( گ ، چ ، پ ، ژ ) می باشد .
تمایل دارم ابتدا بخاطر آشنا شدن با ( تِجّای ) توضیحاتی داشته باشم و سپس به اصل مطلب بپردازم .
( هجا ) روش و تعریفی در ادبیات فارسی زبانان است که به آن بخش می گویند .
یک هجا یعنی یک بخش وهمین طور دوهجا یعنی دو بخش و سه و چهار و ....
لطفاً به این مثال ها توجه فرمایید :
کار ( یک هجا ) کار
کتاب ( دو هجا ) ک + تاب = کتاب
برادر ( سه هجا ) ب + را + در = برادر
و کتابخانه ( چهار هجا ) ک + تاب + خا + نه در مهرماه 1367 بود که نرم افزار آموزش 1 به روش هجايی در نرمافزار « نسیم » ساخته شد که قرآن را به صورت هجا ، هجا آموزش می داد که به آن روش آموزش« هجایی » قرآن می گویند . این روش ، هم روش خوبی برای یادگیری قرآن است ، اما مدّ نظر ما نیست و با ( تِجّای ) وردنجان اختلاف زیادی دارد .


* دونوع هجای غیراصولی اما معروف *
* الف : هجای فارسی در عربی
تنها روش ( هجی کردن ) مکتب خانه ای که تاکنون در رسانه ها سینه به سینه نقل و ثبت شده مثالی است که جهت اطلاع شما عزیزان می آورم .
برای مثال، عبارت « قُل اَعـوذُ » را به اين شكل هجی کرده اند : قاف پيش لام ( قُل ) ، الف زَبَرْ اَ، عين و واو پيش عو، ذال پيش ذُ = ( قُل اَعـوذُ ) .
انشاءالله در همین مقاله ( قُل اَعـوذُ ) را هجی و به قول وردنجانی ها ( تِجّای ) می زنیم .
به نظر من ایراد بزرگی که دارد ( هجا ) رعایت نشده و خواننده متوجه نمی شود یک بخش در کجا تمام شده است .
این هجا شباهتی به ( اِسْپلْ کردن ) در زبان انگلیسی هم دارد .
در کلاس اول دبستان کلمه ( کودک ) را چنین صدا گذاری و بخش می کنند ؛ ک ، او ، د ، ـَ ، ک = ( کودک ) که پنج صدا و دو بخش شمرده می شود ( کو + دک )
در روش ( تِجّای ) هجی یک بخش که تمام شد بخش بعدی شروع می شود در حالیکه که بخش یا بخش های قبلی مجدداً تکرارتا پس از اتمام کلمه ای کامل تلفظ شود . و این تکرار امتیاز خوبی برای یاد گیری و حفظ کلمات است .
نه این که حروف یک کلمه را تا آخر به صورت ترکیبی ( حروف و حرکات ) در نظر گرفته سپس کلمه را تلفظ کنیم .
* ب : هجای غیر اصولی نه فارسی نه عربی
روش دیگر هجا کردن که غیر اصولی ترین هجا کردن است این است که حروف ساکن را در جای خود و بی ارتباط به حرف قبل هجی می کنند .
مثال : قاف ، پیش ، قُ ، لام ، جزمی = قُلْ
جزم = ساکن
توجه فرمودید که برای حرف ( ل ) جایگاهی چون حرف ( ق ) قائل شدند . و این خلاف تعریفی است که برای سکون صورت می گیرد .
به این جهت این روش را نه عربی و نه فارسی می دانم که در این ادبیات حرف ساکن بصورت مستقل اجرا نمی شود .
لا اقل در صدا کشی فارسی می گوییم ( ق ــُ ل ) قُلْ
***
اینک از شما علاقه مندان به فرهنگ ایرانی خواهش می کنم با ( تِجّایی در مکتب خانه وردنجان ) آشنا شوید .

* وسایل لازم جهت حضور در مُلّای ( مکتب خانه ) *
وقتی بچه ای تصمیم می گرفت که ملّای برود ، باید جُل (تُشک ) شخصی برای نشستن و یک دفتر سفید جهت سرمشق گرفتن از درس های آخوند همراه خود ببرد . و اجازه بردن قرآن نداشت تا حد اقل سوره فاتحه ( حمد ) و چهار قل را یاد بگیرد .
توضیح ؛ جُل : از دو کلمه مترادف ( جُلُ پِلاسْ ) گرفته شده و معنی فَرش یا تُشَک می دهد .
این تُشَک از جنس قالیچه ، نَمَد ، جاجیم ، گلیم ، زیلو و یا کیسه پارچه ای که درآن پشم یا پنبه ریخته باشند می توانست باشد و حداکثر ظرفیت نشستن یک نفر راداشت .

* حضور در مکتب خانه *
مکتب خانه جزو اماکن مقدس بشمار می رفت ، زیرا تعلیم و تعلّم قرآن آنجا صورت می گرفت و از هر گونه شوخی و سبک بازی دوری می شد .
به دانش آموزانی که در مکتب خانه شرکت می کردند ( بِچِّه ملّایی ) و مکتب خانه را ( مُلّایی رفتن ) می گویند، ضمناً سن وسال ملاک نبود و هر کس در هر سنی که بود می توانست شرکت کند . مثلاً از سه سالگی تا ...
اکثر افرادی که به سن مجاز ( هفت سالگی ) دردبستان ثبت نام می کردند ، به علّت تجربه در کلاس های مکتب خانه مسلّط به رو1 قرآن مجید بودند .
عده ای هم بودند که پس از تحصیل در کلاس های آموزش و پرورش در مقاطع پایان ابتدایی یا راهنمایی یا دبیرستان ترک تحصیل نموده وارد مکتب خانه شدند و پس از مدتی از وردنجان هجرت و به حوزه های علمیه اصفهان یا قم رفتند .
مکتب خانه سال تحصیلی نداشت که در ماه خاصی عضو گیری کند ، و درتمام ایام سال عضو گیری انجام می شد .
در مکتب خانه دفتر حضور و غیاب و پرونده تشکیل نمی شد ، اما برای عدم حضور محصل باید آخوند را در جریان قرار می گذاشتند .
به مربّی تعلیم و تربیت در مکتب خانه آخوند می گفتند
آموزش قرآن و کسب سواد خواندن و نوشتن آنقدر بین این قوم وجود داشت که سوالی مرتب بین مردم و اهالی به گوش می رسید .
تو ملّایی رفتی ؟
پسرت ملّایی رفته ؟
کاکا بزرگت ملّای رفته ؟
کاکا کوچیک ترت میره مُلّای ؟ و سوالاتی از این قبیل
نکته مهم این بود که هرچند مکتب خانه ای برای دختران وجود نداشت اما آنان از آموزش قرآن و علوم مکتبی محروم نمی ماندند و آموزش قرآن را از پدر یابرادر وحتی بستگان نسبی و سببی می دیدند ، و مهارت خاصی در ( تجّای ) و قرائت قرآن داشتند که پس از کسب سواد تا مرحله اجتهاد نیز پیش رفتند و از علم کافی برخوردار شدند مثل مرحومه بانو قلزم یا ملا حَبّه که روحش شاد باد .
گاهی خواهری هم زمان با برادر خود درس مکتبی را شروع می کرد ،
پسر در مکتب خانه و دختر در منزل .
در اواخر دوران شاهنشاهی و چند سالی هم پس از پیروزی انقلاب شنیده می شد که مکتب خانه ای برای دختر بچه ها باز شده است و آموزش قرآن می بینند .
درس در مکتب خانه ها تمام فصل بود ، ولی چون اهالی وردنجان کشاورز یا دامدار بودند ناچار به تعطیلی مکتب در طول تابستان ( برای سنینی ) می شدند . اما کودکانی که صحرا کارکُن نبودند از سه سالگی به مکتب خانه می رفتند حتی در فصل گرم تابستان .

* تمرین دروس مکتب خانه در همه شرایط *
درس روزانه مکتب خانه مثل مشاعره امروزی بصورت یک مسابقه مطرح می شد. و گاهی به عنوان سرگرمی در فرصت های مناسبی مثل هنگام عبور در مزارع ( الاغ سواری یا پیاده ) ، چوپانی و گله داری ، کاشت و داشت و خلاصه درتمام کارها در مزارع و بیابان یا حمل بار و ... ) شب نشینی ها ، بازی های کوچه و محله مورد تمرین قرار می گرفت .
چون هم سرگرمی بودهم تمرین و هم به رخ کشیدن اطلاعات برای آنان که مکتب نمی رفتند یا آنان که تازه شروع کرده بودند .
این تمرین ها باعث می شد تا بتوانندفردای آن روز با آمادگی کامل به آخوند درس پس بدهند . هرچند جای نسل امروزی برای تجربه فلکه( چوب فلک کردن ) خالی است .

* پیش رفت تحصیل در مکتب خانه *
درس در مکتب خانه به صورت موازی یا ( هم درس بودن ) پیش نمی رفت ، و هر کس ذهنیت بهتری داشت در فرا گیری درس بعدی سبقت می گرفت .
دیده می شد دو نفر در یک روز با هم به مکتب خانه رفته اند ، که پس از مدتی یکی از آنها قرآن خوانی یاد گرفته امّا دیگری هنوز در حروف و حرکات اولیه مشغول است .
در مکتب خانه آموزش قرآن و تفسیر، تمرین اذان و نماز ،آموزش احکام دینی و دروس اخلاقی و تربیتی ، روابط فرهنگی ، روابط اجتماعی ازجمله سلام کردن و احترام به بزرگترها هم چنین رفت آمدهای کوچه و صحرا و مهمانی ها همراه با سایرعلوم اسلامی از جمله تاریخ و قصص انبیاء ، ریاضیات که حساب می گفتند و حساب سیاقی ، مداحی و روضه خوانی حتی دعا نویسی داده می شد .
کسانی که سابقه مکتبی بیشتری داشتند یا از رشد علمی بهتری برخوردار بودند ، سَر کِلاسی (مُبْصِر ) می شدند ، به نحوی که دستیارآخوند محسوب و امام جماعت بچه ها ی مکتب خانه را عهده دار بودند . و بچه های مکتب خانه از او حساب می بردند و اطاعت می کردند . ناگفته نماند مواقعی که برای آخوند کار اضطراری پیش می آمد و آخوند مجبور به ترک مکتب خانه بود ، مکتب را به سر کلاسی واگذار می کرد . تا او نظم و ترتیب را عهده دار و اشکالات بقیه را رفع نماید .
تمرینات نماز و نماز جماعت وقت و زمان خاصی نداشت و ربطی به ورود به اوقات شرعی نداشت .
وردنجان در بین شهرها و روستاهای هم جوار به وجود مکتب خانه و آخوند معروف و پذیرای جوانان و نوجوانان مشتاق بود .

شروع درس *
آخوند در صفحه اول دفتر ابتدا ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را باخطی بسیار زیبا ، نه با خودکار یا مداد بلکه با قلم نی ( چوغ قلم ) و جوهر دردفاتر شخصی آنان می نوشت . چون می دانست تا ابد به یادگار باقی خواهد ماند.
و در ذیل آن معمولاً شعری برای این که هرکاری باید با نام خدا شروع شود می نوشت که به تعدادی از آنها اشاره می شود .
اول کارها به نام خدا
بس مبارک بود چه فرّ هما
***
بگویم ابتدا نام خدایی
که بی اذنش نمی آید صدایی
خداوندی که ذکرش چاره ساز است
خودش تضمین رفع هر نیاز است
***
با یاد خدا ؛ در ابتدا متن و کلام
زینت بدهم به نام آن خالق تام
در محضرتان سپس کنم روی خلوص
با عشق و ارادت و ادب ؛ عرض سلام
***
به نام آن خدای ذوالجلالی
که در وصفش نمی یابی مثالی
***
اول سخنی که بین ما بود
از نام و عنایت خدا بود
پایان سخن به ختم دفتر
زینت بدهم به نام «حیدر»
***
لازم به یاد آوری است سایر مکاتبات و یاد داشت های آخوند با خودنویس انجام می شد . که امروزه نامی از خودنویس هم نیست .

* شناخت حروف الفباء *
درس اول را با نوشتن تعدادی از حروف الفباء شروع می کرد تا اینکه بچه ملّای همه حروف را یاد بگیرد .
ا ، ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، د ، ذ ، ر ، ز ، س ، ش ، ص ، ض ، ط ، ظ ، ع ، غ ، ف ، ق ، ک ، ل ، م ، ن ، و ، ه ، ی
پس از این که حروف الفباء تمام می شد نوبت صداها می رسید .

* حرکات کوتاه ( صداهای کوتاه ) *
* درس حرکت کوتاه ( ـَ ) یا ( فتحه ) که به آن ( زَبَرْ ) می گویند .

الف زَبَرْ ( اَ ) ب، زَبَرْ( بَ ) ت ، زَبَرْ( تَ ) ث ، زَبَرْ ( ثَ ) جیم ، زَبَرْ ( جَ ) ... تا آخرین حرف الفباء
« الف زَبَرْ ( اَ ) » یعنی حرف ( الف ) صدای کوتاه ( زَبَرْ ) یا فتحه به خودگرفته و تبدیل به ( اَ ) شده است ( ا + ـَ = اَ )
حالا که درس فتحه یا (زَبَرْ ) را یاد گرفتیم کلمه ی ( ضَرَبَ ) را به روش تِجّای می گوییم .
ضاد، زَبَرْ ( ضَ ) ر، زَبَرْ ( رَ ) ( ضَرَ ) ب ، زَبَرْ ( بَ ) = ( ضَرَبَ )
ملاحظه فرمودید که بخش اول را تِجّای زدیم . ( ضاد ، زَبَرْ ، « ضَ » ) نتیجه می گیریم که ( ضَ ) بخش اول است .
بخش دوم را تِجّای می زنیم ،
( ر ، زَبَرْ ، « رَ » ) نتیجه می گیریم که ( رَ ) بخش دوم است .
در این حالت باید بخش اول و بخش دوم با هم جمع و تلفّظ شود .
یعنی
( ضَ + رَ = ضَرَ )
و بخش سوم ( ب ، زَبَرْ« بَ » ) نتیجه می گیریم که ( بَ ) بخش سوم است .
در این حالت باید بخش اول و بخش دوم و بخش سوم با هم جمع و تلفّظ شود .
یعنی
( ضَ + رَ + بَ = ضَرَبَ )
همانطور که ملاحظه می فرمایید کلمه (ضَرَبَ ) از سه بخش ( ضَ + رَ + بَ ) تشکیل شده که به آن سه هجی یا سه هجا می گویند .
برای آشنایی بیشترمجدداً ( ضَرَبَ ) را تِجّای می زنم .
ضاد، زَبَرْ ( ضَ ) ر، زَبَرْ ( رَ ) ( ضَرَ ) ب ، زَبَرْ ( بَ ) = ( ضَرَبَ )
سوال : هجی کردن یعنی چه و چه موقع یک ( کلمه ) تِجّای زده شده است ؟
جواب : هجی کردن ، یعنی حروف و حرکات و اعراب ( کلمه ) راازهم جدا ، و تبدیل به بخش بخش کردن سپس بخش های کلمه را با تعریف ادبیات هجا با هم نلفظ کردن تا اصل کلمه اولیه به دست آید .
ملاحظه فرمودید برای ( تِجّای ) کلمه ( ضَرَبَ ) همین کار را انجام دادیم که لازم به تکرار مراحل آن نیست .
اگر کلمه ای چهار بخش داشت ، پس از اجرای بخش اول و دوم و سوم و چهارم ( یکجا ) تلفظ می شود.
مثل ( وَجَدَکَ ) .
« بخش اول »
واو ، زَبَرْ ( وَ )
« بخش دوم » جیم ، زَبَرْ ( جَ ) اکنون باید بخش اول + بخش دوم تلفظ شود ، = ( وَجَ ) .
« بخش سوم »
دال ، زَبَرْ ( دَ ) اکنون باید بخش اول + بخش دوم + بخش سوم تلفظ شود ، = ( وَجَدَ ) .
« بخش چهارم »
کاف ، زَبَرْ ( کَ ) اکنون باید بخش اول + بخش دوم + بخش سوم + بخش چهارم تلفظ شود ، = ( وَجَدَکَ )
سوال : آیا در تِجّای باید یک آیه را به همین صورت هجی کنیم تا آیه کامل تلفظ شود ؟
خیر کسی چنین چیزی نگفته ما درمورد کلمات صحبت می کنیم نه در مورد آیه و جمله . وقتی کلمات را یاد بگیریم آیه هم قرائت می کنیم ، می توان ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را استثناء نامید که زیبایی خاص خود را دارد و هنر تِجّایی است و به موقع به آن اشاره خواهیم داشت ، انشاءالله
* تمرین در خانه *
لطفاً نقطه چین ها را پر کنید :
( لَکَ ) را تِجّای می زنیم : لام ، زَبَرْ ( لَ ) کاف ، زَبَرْ ، ( کَ ) ؟ = ( . . . )
(مَعَ ) را تِجّای می زنیم : میم زَبَرْ ( مَ ) . . . زَبَرْ ( عَ ) = ( مَعَ )
( کَتَبَ ) را تِجّای می زنیم : کاف ، زَبَرْ ( کَ ) ت ، زَبَرْ ( . . . ) ( کَتَ ) . . . ، زَبَرْ ( بَ ) ؟ =
( فَعَدَ لَکَ ) را تِجّای می زنیم : . . . زَبَرْ ( فَ ) عین ، زَبَرْ ( . . . ) ( فَعَ ) دال ، زَبَرْ ( دَ ) ( فَعَدَ ) کاف ، زَبَرْ ( . . . ) = ( . . . . . . . . .)

درس حرکت کوتاه ( ـِ ) که به آن ( کسره ) یا ( زیر ) می گویند .
الف زیر ( اِ ) ، ب زیر ( بِ ) ، ت زیر ( تِ ) ، ث زیر ( ثِ ) ، جیم زیر ( جِ ) ... تا آخرین حرف الفباء
« ب ، زیر ( بِ ) » یعنی حرف ( ب ) ، حرکت کوتاه ( زیر) یا کسره به خودگرفته و تبدیل به ( بِ ) شده است ( ب + ـِ = بِ ) .
کلمه ی ( مَلِکِ ) را تِجّای می زنیم .
میم ، زَبَرْ ( مَ ) لام ، زیر ( لِ ) ( مَلِ ) کاف ، زیر ( کِ ) = مَلِکِ
* تمرین در خانه *
لطفاً نقطه چین ها را پر کنید :
( لَکِ ) را تِجّای می زنیم : لام ، زَبَرْ ( لَ ) کاف ، زیر (. . . ) ؟ = ( . . . )
( هِیَ ) را تِجّای می زنیم : ه ، زیر ( . . . ) ی ، زَبَرْ ( یَ ) = ( هِیَ )
( سَمِعَ ) را تِجّای می زنیم : . . . ، زَبَرْ ( سَ ) میم زیر ( مِ ) . . . زَبَرْ ( عَ ) = ( . . . )
( فَصَعِقَ ) را تِجّای می زنیم : ف ، زَبَرْ ( فَ ) صاد ، زَبَر ( . . . ) ( فَصَ ) . . . زیر ( عِ ) ( فَصَعِ ) قاف ، . . . ( قَ ) ؟ = ( . . . . . . )

* درس حرکت کوتاه ( ـُ ) که به آن ( ضمّه ) یا ( پیش ) می گویند .
الف پیش ( اُ ) ب ، پیش ( بُ ) ت ، پیش ( تُ ) ث ، پیش ( ثُ ) جیم ، پیش ( جُ ) ... تا آخرین حرف الفباء
« ت پیش ( تُ ) » یعنی حرف ( ت ) حرکت کوتاه ( پیش ) یا ضمّه به خود گرفته که تبدیل به ( تُ ) شده است ( ت + ـُ = تُ ) .
کلمه ی ( کُتِبَ ) را تِجّای می زنیم
کاف ، پیش ( کُ ) ت ، زیر ( تِ ) ( کُتِ ) ب ، زَبَرْ ( بَ ) = کُتِبَ
* تمرین در خانه *
لطفاً نقطه چین ها را پر کنید :
( هُوَ ) را تِجّای می زنیم : ه ، پیش ( . . . ) واو ، . . . ( وَ ) = ( هُوَ )
( یَکُ ) را تِجّای می زنیم : ی ، . . . ( یَ ) . . . پیش ( کُ ) = ( . . . )
( جُعِلَ ) را تِجّای می زنیم : . . . ، پیش ( جُ ) عین ، زیر ( . . . ) ( جُعِ ) لام ، زَبَرْ ( لَ ) = ( جُعِلَ )

* حرکات کشیده یا ( صداهای کشیده ) *
* صدای کشیده فتحه یا ( الف مدی )

درس بعدی صدای کشیده فتحه یا ( الف مدی ) است چه کُلا ( ~ ) داشته باشدیا نداشته باشد چنین شروع می شود ( البته می دونید که منظورمان کلاه است ) ما عین تلفظ وردنجانی ها را آوردیم .
الف ، الف ( ا ) ب ، الف ( با ) ت ، الف ( تا ) ث ، الف ( ثا ) جیم ، الف ( جا ) ... تا آخرین حرف الفباء.
« ب الف ( با ) » یعنی حرف ( ب ) صدای کشیده فتحه یا الف مدی ( ا ) به خود گرفته و تبدیل به ( با ) شده است ( ب + ا = با ) .
کلمه ی ( جاهَدَ ) را تِجّای می زنیم
جیم الف ( جا ) ه ، زَبَرْ ( هَ ) ( جاهَ ) دال زَبَرْ ( دَ ) = جاهَدَ
* تمرین در خانه *
لطفاً با توجه به مثال ( جاهَدَ ) تمرین های زیر را انجام دهید :
کانَ ، قالَ ، جاهَدَ ، اَفاقَ

* صدای کشیده . یاء مدی
الف یا زیر ( ای ) ب ، یا ، زیر ( بی ) ت ، یا ، زیر ( تی ) ث ، یا ، زیر ( ثی ) جیم ، یا ، زیر ( جی ) ... تا آخرین حرف الفباء
« ب ، یا، زیر ( بی ) » یعنی حرف ( ب ) صدای کشیده ( ای ) به خود گرفته و تبدیل به ( بی ) شده است ( ب + ی = بی )
کلمه ی ( رُسُلی ) را تِجّای می زنیم
ر ، پیش ( رُ ) سین ، پیش ( سُ ) ( رُسُ ) لام ، یا ، زیر ، لی ( رُسُلی )
* تمرین در خانه *
لطفا ًبا توجه به مثال ( رُسُلی ) تمرین های زیر انجام دهید :
فی ، اَبی ، عَمَلی ، رُسُلی

* ضمه یا ( واو مدی )
الف ، واو پیش ( اُو ) ب ، واو پیش ( بُو ) ت ، واو پیش ( تُو ) ث ، واو پیش ( ثُو ) جیم ، واو پیش ( جُو ) ... تا آخرین حرف الفباء
« ب ، واو پیش ( بُو ) » یعنی حرف ( ب ) صدای او به خود گرفته و ( بُو ) خوانده می شود ( ضمّه + مقداری کشش = صدای کشیده ی پیش ) و یا ( ضمّه + مد = واو مدی )
کلمه ی ( یوُقِنُونَ ) را تِجّای می زنیم
ی ، واو ، پیش ( یُو ) قاف ، زیر ( قِ )( یُو قِ ) نون ، واو ، پیش ( نُو ) ( یوُقِنُو ) نون ، زَبَرْ ( نَ ) ( یوُقِنُونَ )
* تمرین در خانه *
لطفاً با توجه به مثال ( یوُقِنُونَ ) تمرین های زیر را انجام دهید :
یَکُونُ ، اتُونی ، هارُونَ
* نکته و بادآوری ضروری درمورد تفاوت ( تِجّای ) صداهای کوتاه و صداهای کشیده :
ما در صداهای کوتاه یک حرف + یک حرکت کوتاه را مطرح می کنیم مانند :
ب ، زَبَرْ ( بَ )
ب ،
زیر ( بِ )
ب ،
پیش ( بُ )
اما درصداهای بلندیک حرف + یک حرکت بلندکه ترکیبی از ( حرف و صدای بلند ) است را مطرح می کنیم مانند :
ب ،
الف ( با )
ب ،
یا ، زیر ( بیِ )
ب ،
واو ، پیش ( بُو )

* علامت سکون یا ( جَزْمْ ) ( ـْ ) *
* سکون یا ( جَزْمْ ) به معنای عدم حرکت است و حرف ساکن به تنهایی و یا در اول کلمه خوانده نمی شود ، بلکه به کمک حرف ماقبلش خوانده می شود ، اگر در جایی هم حرف ساکن را با علامت ساکن مُجزّا و مستقل آورده اند علمی و ادبیاتی نیست .
گفتیم که ( جَزْم ) یعنی سکون ، وقتی آخوند می گفت : جَزْمِش کن ، یعنی کلمه را به حرف ساکن ختم کن .
به چند مثال و تِجّای آن توجه فرمایید .
اَنْ را هجی می کنیم : الفُ ، نون ، زَبَرْ ( اَنْ )
مِنْ را هجی می کنیم : میمُ ، نون ، زیر ( مِنْ )
ذُقْ را هجی می کنیم : ذالُ ، قاف ، پیش ( ذُقْ )
یَنْقَلِبُونَ را هجی می کنیم : ی ، وُ ، نون ، زَبَرْ ( یَنْ ) قاف ، زَبَرْ ( قَ ) ( یَنْقَ ) لام ، زیر ( لِ ) ( یَنْقَلِ ) ب ، واو پیش ( بُو ) ( یَنْقَلِبُو ) نون ، زَبَرْ ( نَ ) ( یَنْقَلِبُونَ )
اَسْقَیْناکُمُوهُ را هجی می کنیم : الف ُ، سین ، زَبَرْ ( اَسْ ) قافُ ، ی ، زَبَرْ ( قَیْ ) ( اَسْقَیْ ) نون ، الف ( نا ) ( اَسْقَیْنا ) کاف ، پیش ( کُ ) ( اَسْقَیْناکُ ) میمُ ، واو ، پیش ( مُو ) ( اَسْقَیْناکُمُو ) ه ،پیش ( هُ ) ( اَسْقَیْناکُمُوهُ )
* تمرین در خانه *
لطفاً با توجه به مثالهای ( اَنْ ) ( مِنْ ) ( ذُقْ ) تمرین های زیر را انجام دهید :
اَنْ ، مَنْ ، یُولَدْ ، اَبْتَرْ

* علامت تشدید ( ـّ ) *
حروفی که دارای علامت تشدید باشند ، محکم و با شدت اداء می گردند و همانند حروف ساکن هیچگاه به تنهایی تلفظ نگردیده و در اول کلمات واقع نمی گردند ، بلکه همواره به کمک حرف ماقبل خود تلفظ می شوند .
اصولاً هرگاه دو حرف همجنس در یک کلمه نزد هم واقع شوند در صورتی که اولی ساکن و دومی متحرک باشد حرف ساکن حذف گردیده و بجای آن علامت تشدید ( ـّ ) بر روی حرف متحرک قرار می گیرد .
قاعده تشدید در ( تِجّای ) زدن یا هجی کردن به این صورت است که هرگاه دو حرف همجنس در یک کلمه نزد هم واقع شوند در صورتی که اولی ساکن و دومی متحرک باشد هم حرف ساکن و هم حرف متحرک هجی میشود ، به این صورت که یک بار به عنوان حرف ساکن به حرف ماقبل خود می چسبد و تلفظ می شود و یک بار به عنوان حرف متحرک تلفظ می شود و در صورت لزوم به حرف بعدی نیز می چسبد .
که در مثال ها مشخص خواهیم کرد .
از کلمات دو حرفی شروع می کنم
کُلُّ را هجی می کنیم « کُلْ + لُ » ( دو هجی است ) کافُ ، لام ، پیش ( کُلْ ) لام ، پیش ( لُ ) = ( کُلُّ )
در مثال بالا دقت فرمودید که حرف ( لام ) یک بار با حرف ماقبل خود ( ک ) و یک بار به تنهایی هجی شد .
( قَرّی ) را هجی می کنیم « قَرْ + ری » ( دو هجی است ) قافُ ، ر ، زَبَرْ ( قَرْ ) ر ، یا ، زیر ( ری ) + قَرّی ) تکرا ر حرف ( ر) داشتیم .
مُزَّمِّلُ = مُزْ + زَمْ + مِ + لُ ( چهار هجی است ) میمُ ، ز ، پیش (مُزْ ) ز ، وُ ، میم ، زَبَرْ ( زَمْ ) ( مُزَّمْ ) میم ، زیر ( مِ ) ( مُزَّمِّ ) لام ، پیش ( لُ ) ( مُزَّمِّلُ )
* تمرین در خانه *
لطفاً با توجه به مثال = ( کُلُّ ) ( قَرّی ) ( مُزَّمِّلُ ) تمرین های زیر را انجام دهید :
کُلُّ ، صَلِّ ، کَلّا

علامت مَد ( ~ ) *
* علامت مد ( ~ ) که معنای کشش می دهد در ( تِجّای ) تلفظ یا هجی خاصی ندارد .
و حرفی که روی آن ( مد ) قرار گرفته بصورت معمولی هجا می شود .
ولی در روخوانی رعایت می شود .
از هرکدام یک مثال می زنیم :
( اَنْبآءُ ) در هجی : الفُ ، نون ، زَبَرْ ( ( اَنْ ) ب ، الف ( با ) ( اَنْبا ) ء ، پیش ( ءُ ) = ( اَنْباءُ )
امّا در قرائت خوانده می شود : ( اَنْبآءُ )
( تَبُو~ ءَ ) در هجی : ت ، زَبَرْ ( تَ ) ب ، واو ، پیش ( بُو ) ( تَبُو ) ء ، زَبَرْ ( ءَ ) ( تَبُوءَ )
اما در قرائت خوانده می شود : ( تَبُو~ ءَ )
( تَفی~ ءَ ) در هجی : ت ، زَبَرْ ( تَ ) ف ، یا ، زیر ( فی ) ( تَفی ) ء ، زَبَرْ ( ءَ ) ( تَفی ءَ )
اما در قرائت خوانده می شود : ( تَفی~ ءَ )
اَنْبآءُ

* اَبْجَدْ خوانی *
در اینجا لازم به یاد آوری است که فراگیری ( اَبْجَد) اشتیاق زیادی در بین بچه مُلّایی ها داشت
به هم دیگر می گفتند من رسیدم به ( اَبْجَد )
یا این که تو ( اَبْجَدا ) خوندی ؟
در این مرحله دانش پَژوه پایه اول را گذرانده ، وعشق حضور در پایه بعدی را داشت .
و سپس حروف اَبْجَدْ شروع می شود . * اَبْجَدْچیست؟
در لغتنامه دهخدا آمده است، ابجد نام اولین صورت از صور هشت گانه حروف جمل و این ترتیب حروف الفبای مردم فنیقیه بوده، بدین نهج :
اَبْجَدْ ، هَوَّزْ ، حُطّی ، کَلَمَنْ ، سَعْفَصْ ، قَرَشَتْ ، ثَخِّذْ ، ضَظِّغْ
همزمان با نوشتن اولین کلمه از حروف ( اَبْجَدْ ) آموزش ( تِجّایی ) شروع می شد
اَبْجَدْرا به تُجّایی می نویسیم ( استفاده ترکیبی از فتحه و ساکن )
الفُ ، بِ ، زَبَرْ ( اَبْ ) ، جیمُ ، دال ، زَبَرْ( جَدْ) = اَبْجَدْ
یادمان باشد بالاتر گفتیم علامت ساکن یا ( جَزْم ) روی هر حرفی قرار گیرد آن حرف به حرف ما قبل خود چسبیده و با آن خوانده می شود . یعنی این که در تِجّای وردنجان که روش عربی به عربی است حروف ساکن به تنهایی هجی نمی شوند .
اکنون نوبت هَوَّزْ است با توجه به این که حرف ( واو) مشدد است و باید دو مرتبه تکرار شود . ( استفاده ترکیبی از فتحه ، تشدید ، ساکن )
ه ، وُ ، واو زَبَر ( هَوْ ) ، واوُ ، زِ ، زَبَر ( وَزْ ) = هَوَّزْ
نوبت حُطّی است که حرف ( ط ) مشدد است . ( استفاده ترکیبی از ضمه و تشدید )
ح ، وُ طا ، پیش( حُطْ ) ، طا ، یا ، زیر ( طی ) = حُطّی
نوبت کَلَمَنْ است در اینجا حرف کاف ، لام ، میم ، پشت سر هم مفتوح هستند و فقط نون ساکن است .
کاف ، زَبَر، ( کَ ) ، لام ، زَبَر (لَ ) ( کَلَ ) میمُ ، نون ، زَبَر ( مَنْ ) = کَلَمَنْ
نوبت سَعْفَصْ است ( استفاده ترکیبی از فتحه و ساکن )
سینُ ، عَیْن ، زَبَرْ ( سَعْ ) ف ، وُ ، صاد ، زَبَرْ ( فَصْ ) = سَعْفَصْ
نوبت قَرَشَتْ است ( استفاده ترکیبی از فتحه و ساکن )
قاف ، زَبَرْ ( قَ ) ر، زَبَر ( رَ ) ( قَرَ ) شینُ ، ت ، زَبَرْ ( شَتْ ) = قَرَشَتْ
نوبت ثَخِّذْ است و در اینجا حرف ( خ ) مشدد است . ( استفاده ترکیبی از فتحه ، تشدید ، کسره ، ساکن )
ث ، وُ ، خ ، زَبَرْ (ثَخْ ) خ ، وُ ذال ، زیر ( خِذْ ) = تَخِّذْ
نوبت ضَظِغْ است ( استفاده ترکیبی از فتحه ، کسره ، ساکن )
ضاد ، زَبَرْ( ضَ ) ظا ، وُ ، غین ، زیر ( ظِغْ ) = ضَظِغْ
اگر جایی نوشته ابجد قدیمی را دیدید که کلمه ی ( ضَظِغْ ) را ( ضَظِغْلا ) نوشته خرده نگیرید ، زیرا واقعیت امر همین است و ( ضَظِغْلا ) صحیح است که در ( المقاله السادسه ) اسرار نامه عطار نیز هست که قسمتی از آن شعر را می آوریم .همین حرفی که آن پیچی نداردالف بود و الف هیچی نداردچه خوابی ابجد این کار چندینکه ابجد راست الف حرف نخستینالف هیچی ز اول آخرش لاز ابجد تا ضظغلا لا و سودامشخص نیست توسط چه گروهی و به چه علت کلمه ( ضَظِغْلا ) به ( ضَظِغْ ) تبدیل شده ولی احتمال می رود بخاطر این که حرف ( ل + ا ) در اخر ( ضَظِغْلا ) تکراری است یعنی ( ل ) در کَلَمَنْ و ( ا ) در اَبْجَدْ بکار رفته است لزومی برای تکرار ندانسته اند .ما سنت شکنی نگردیم و ( ضَظِغْلا ) را تِجّای می زنیم
ضاد ، زَبَرْ( ضَ ) ظا ، وُ ، غین ، زیر ( ظِغْ ) ( ضَظِغْ ) لام الف ( لا ) = ضَظِغْلا
یک سوال ؟ آیا کسی که به مکتب خانه می رفت باید تمام کلمات قرآن را هجی می کرد ؟ و چرا ؟
جواب : خیر . چون تِجّای ( هجی کردن ) بخاطر آموزش در رو خوانی و روان خوانی قرآن است ، و پس از اینکه شاگرد روخوانی و روان خوانی را یاد گرفت دیگر نیاز به هجی کردن ندارد .

* حروف والی *
در این مقطع تحصیلی نوبت اَلْحَمْد خوانی اما ضروری است که حروف والی شناخته شوند ، یک تعریف کلی از حروف والی فعلاً کافی است که حروف ( و ، ا ، ل ، ی ) حروفی هستند که نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند ، در قرآن مجید حروف ( و ، ا ، ل ، ی ) را در کلماتی فاقد هر گونه حرکت یا علامت می بینیم که تحت هیچ شرایط ( نه با حرف قبل ، نه به صورت مستقل و نه با حرف بعد ) خوانده نمی شوند . و از جمله در ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) هم قرار دارند .

* اَلْحَمْد خوانی *
بعد از حروف اَبْجَدْ نوبت ( اَلْحَمْد ) خوانی است
در حمد خوانی یکی از سخت ترین هجی ها ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) است .
امّاقبل از این که به تِجّایی ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) بپردازم نکته بسیار بسیار مهمی را به عزیزان یادآوری کنم .
ما ، در( تِجّایی ) نداریم که سه حرف در یک هجا مثل ( حیم ) دریک بخش آورده شوند ، و وجه تمایز هجی کردن در وردنجان با سایر هجی کردن ها در همین است که ( تِجّای ) را در وردنجان ، هجی عربی به عربی می گویند .
مثلا ًدر کلمه رَحیم بعد از این که گفتیم ( ر ، زَبَرْ ( رَ ) ح ، یا زیر ( حی ) ( رَحی ) حتما برای میم کسره آورده و میم را مکسور می خوانیم و ادامه می دهیم ( میم ، زیر ( مِ ) ( رَحیم ِ ) در قرآن مجید هم به همین صورت آمده است .
شاید بگویید ( رعد ، حجر ، نحل ، کهف ، مریم و ...) سه حرفی هستند .
جواب : بله در قرائت حق با شماست ، اکثر آیات قرآن نیز بدین صورت ختم و تلّفظ می شوند ، مثل راکِعُونَ که راکِعُونْ و مُؤمِنینَ که مُؤمِنینْ و مُؤمِنینِ که مُؤمِنینْ و خَبیرٍ که خَبیرْ و بَشیرٌ که بَشیرْ ، و فَخُورٌ که فَخُورْ تلفظ می شوند ، ولی در هجا کردن چنین نیست .
اکنون صحیح کلمات مورد سوال را می نویسم و هجی میکنم ( رَعْدِ ، حِجْرِ ، نَحْلِ ، کَهْف، مَرْیَمَ ، مَرْیَمُ ) .
( رَعْدِ ) : ر ، وُ ، عین ، زَبَرْ ( رَعْ ) دال ، زیر ( دِ ) = ( رَعْدِ )
( حِجْرِ ) : ح ، وُ ، جیم ، زیر ( حِجْ ) ر ، زیر ( رِ ) = ( حِجْرِ )
( نَحْلِ ) : نونُ ، ح ، زَبَرْ ( نَحْ ) لام ، زیر ( لِ ) = ( نَحْلِ )
( کَهْفِ ) : کافُ ، ه ، زَبَرْ (کَهْ) ف ، زیر ( فِ ) = کَهْفِ
( مَرْیَمَ ) : میمُ ، ر ، زَبَرْ (مَرْ ) ی ، زَبَرْ( یَ ) ( مَرْیَ ) میم ، زَبَرْ ( مَ ) = ( مَرْیَمَ )
( مَرْیَمُ ) : : میمُ ، ر ، زَبَرْ (مَرْ ) ی ، زَبَرْ ( یَ ( ( مَرْیَ ) میم ، پیش ( مُ ) = ( مَرْیَمُ )
فراموش نکنیم قرار شد( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را هجی کنیم فقط توجه داشتیم در اینجا حروف ( و، ا ، ل ، ی ) هم داریم و حروف مشدد نیز تکرار دارند .
ب ، وُ ، سین ، زیر (بِسْ ) میم ،لام زیر ( مِل ) (بِسْمِلْ ) لام الف لا ( بِسْمِ ا لّا ) ه ، وُ ، ر ، زیر (هِرْ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرْ ) ر ، وُ ، ح ، زَبَرْ ( رَحْ ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْ ) میم ، الف ( ما ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْما ) نونُ ، ر، زیر ، ( نِرْ ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرْ ) ر ، زَبَرْ ( رَّ ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّ ) ح ، یا زیر ( حی ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِي ) میم ، زیر ( مِ ) ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ )

* شروع کتابت قرآن در مکتب خانه با سوره مبارکه اَلْحَمْد

معمولاً پس از کتابت سوره های مبارکه اَلْحَمْد و چهار قل و آیت الکرسی ( آن هم با خطی زیبا ) در دفاتر ، شاگردان مجاز به بردن قرآن به مکتب خانه می شدند

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ( 1 )
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ( 2 )
اَلرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ( 3 )
مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ( 4 )
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ( 5 )
اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ( 6 )
صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ( 7 )
در این قسمت ( اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ) را انتخاب و هجی می کنیم .
الف ، لام ، زَبَر ( اَلْ ) ح و میم زَبَرْ ( حَمْ ) ( اَلْحَمْ ) دال ، پیش ( دُ ) ( اَلْحَمْدُ )
لام و لام زیر ( لِلْ ) لام الف ( لا ) ( لِلّا ) ه زیر ( هِ ) ( لِلّهِ )
ر ، وُ ، ب ، زَبَرْ ( رَبْ ) ب ، وُ ، لام زیر ( بِل ) ( رَبِّ الْ ) عین ، الف ، عا ) ( رَبِّ الْعَا ) لام ، زَبَرْ ( لَ ) ) ( رَبِّ الْعَالَ ) میم ، یا زیر ( می ) ) ( رَبِّ الْعَالَمِي ) نون ، زَبَرْ( نَ ) = ) ( رَبِّ الْعَالَمِينَ )
* نکته : سوره مبارکه الفاتحه یا حمد جزو سوره هایی بود که دانش آموزان موظف به حفظ آن بودند .
در ابجد و سوره مبارکه فاتحه تنوین نداشتیم ولی در اولین آیات سوره مبارکه بقره تنوین و همزه آمده و باید توضیخاتی داشته باشیم .

* هَمْزِهْ *
* علامت همزه شکل ( ء ) است که گاهی اول کلمات یا بین کلمات یا آخرکلمات نوشته می شود .
* تلفظ همزه *
همزه در تِجاّی همان ( ء ) است که ضربه ای یا تیز تلفظ می شود وبا تلفظ ( ع ) فرق دارد زیرا ( عین ) نرم تلفظ می شود .
نکته : هیچگاه از لفظ ( همزه ) در هجی کردن استفاده نمی کنیم مثلاً نمی گوییم ( همزه ، زَبَرْ ، ءَ ) پس آنچه را هجی می کنیم که در تلفظ می خوانیم مثل ( ء ، زَبَرْ، ءَ ) یا ( ء ، یا زیر ئ ) یا ء ، واو پیش ؤ )

* حروفی که نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند *
* حروف وای
گاهی حروف ( و، ا ، ی ) پایه و کرسی برای همزه قرار می گیرند که دراین صورت فقط همزه خوانده شده و حروف پایه ، ناخواناه می باشند . به این حروف ( حروف وای ) گفته می شود .کلمه ذائِقَةُ را بخاطر وجود ( ء = همزه ) از آیه ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) مثال می زنیم
ذال الف ( ذا ) ءِ ، زیر ( ءِ ) ( ذائِ ) قاف ، زَبَرْ، ( قَ ) ( ذائِقَ ) ت ، پیش( ةُ ) = ذائِقَةُ
( اُولئِکَ ) را چنین هجی می کنیم ( بخاطر داشته باشیم « واو » دراینجا حرف والی است که نوشته می شود، ولی خوانده نمی شود )
( اُولئِکَ ) را به روش تِجّای می گوییم : الف پیش اُ ، لام الف لا ، ( اُلا ) ء ، زیر ، ءِ ( اُلاءِ ) ک زَبَرْ ( کَ ) = ( اُلاءِ کَ ) = ( اُولئِکَ )
* حروف نانویسادر تِجّای *
* حروف نانویسا یعنی حروفی که نوشته نشده ولی خوانده می شوند
در نگارش برخی از کلمات در قرآن به سه حرف (و – ا - ی) بر می خوریم که نوشته نشده ولی باید خوانده شوند. این حروف به صورت کوچک تر در کلمه لحاظ گردیده اند. که آنها حروف نانویسا میگویند . البته چاپ های قرآن و خطاطان فرق می کنند علیهذا به مثال های زیر توجه فرمایید . مانند:
داوُد خوانده می شود ( دَاوُودُ ) که درتِجّای می گوییم : دال ، الف ( دا ) واو ، واوپیش ، ( وُو ) ( دَاوُوُ ) دال ، پیش ( دُ ) ( دَاوُودُ )
( سَمَوَتِ ) خوانده می شود ( سَماواتِ ) که درتِجّای می گوییم : سین ، زَبَرْ ( سَ ) میم ، الف ( ما ) ( سَما ) واو ، الف ( وا ) ( سَماوا ) ت ، زیر ( تِ ) ( سَماواتِ )
( یَسْتَحیِ ) خوانده می شود ( یَسْتَحیِی ) که درتِجّای می گوییم : ی ، وُ ، سین ، زَبَرْ ( یَسْ ) ت ، زَبَرْ ( تَ ) ( یَسْتَ ) ح ، یا زیر ( حی ) ( یَسْتَحیِی )

تنوین *

* تنوین نصب *
تنوین نصب با این علامت ( ـً ) که به آن ( اَنْ ) یا ( دو زَبَرْ ) می گویند ( فتحه + نون ساکن ) نکته : تنوین نصب ( فتحه ) غالباً بر روی الف قرار گرفته ولکن آن تلفظ نمی گردد ( به جز تاء تانیث مثل ( شَجَرَۀً ) و هنگامی که به همزه برسیم مثل ( جُزْءً ) یا به ( ی ) مثل ( هُدَیً ) ختم شود .
الف دو زَبَر( اَنْ ) = ( اً ) یعنی حرف الف دو ( زَبَرْ ) یا دو فتحه روی خودگرفته و تبدیل به ( اَن = اً ) شده است و ادامه می دهیم .
الف ، دو زَبَر( اَنْ ) = ( اً )
ب ، دو زَبَرْ ( بَنْ ) = باً
ت ، دو زَبَرْ ( تَنْ) = تاً
ث ، دو زَبَرْ ( ثَنْ ) = ثاً
جیم ، دو زَبَرْ( جَنْ ) = جاً ... و ادامه تا آخرین حرف الفباء
در تنوین ( اً ) برای تِجّای ( عَلیماً ) چنین می گوییم : عین ،زَبَرْ ( عَ ) لام ، یا زیر ( لی ) ( عَلی ) میمُ ، دوزَبَرْ ( ماً ) = ( عَلیماً ) ( سه بخش )
و برای ( شَجَرَۀً ) چنین می گوییم : شین ، زَبَر ( شَ ) جیم ، زَبَرْ ( جَ ) ( شَجَ ) ر ، زَبَرْ ( رَ ) ( شَجَرَ) ت ، دوزَبَرْ (تَنْ ) ( شَجَرَۀً ) ( چهار بخش )
و برای ( بلاءً ) چنین می گوییم : ب ، زَبَرْ (بَ ) لام الف لا ( بَلا ) الف ، دوزَبَرْ (اَنْ ) ( بلاءً ) ( سه بخش )
و برای ( جُزْءً ) چنین می گوییم : جیمُ ، ز ، پیش ( جُزْ ) ء ، دو زَبَر ( ءَ نْ ) = ( جُزْءً )
و برای ( هُدَیً ) چنین می گوییم : ه پیش ( هُ ) ، دال دو زَبَرْ ( دَنْ ) هُدَنْ = ( هُدَیً ) ( دو بخش )
* تمرین در خانه *
ماً - اَمْوالاً – جَمْعاً

* تنوین جَرْ *
* تنوین جَر با این علامت ( ـٍ ) که به آن ( اِنْ ) یا ( دو زیر ) می گویند ( کسره + نون ساکن )
الف دو زیر اِنْ = ( اٍ ) یعنی حرف الف دو ( زیر ) یا دوکسره گرفته و تبدیل به ( اِنْ = اٍ ) شده است و ادامه می دهیم .
الف ، دو زیر اِنْ = ( اٍ )
ب ، دو زیر بِنْ = ( بٍ )
ت ، دو زیر تِنْ = ( تٍ )
ث ، دو زیر ثِنْ = ( ثٍ )
جیم ، دو زیر جِنْ = ( جٍ ) ... و ادامه تا آخرین حرف الفباء
در تنوین ( اٍ ) برای تِجّای ( فَضْلٍ ) چنین می گوییم : ف ، وُ ، ضاد ، زَبَرْ ( فَضْ ) لام ، دو زیر ، ( لٍ ) = ( فَضْلٍ ) ( دو بخش )
برای ( شامِخاتٍ ) چنین می گوییم : شین ، الف ، ( شا ) میم ، زیر ( مِ ) ( شامِ ) خ ، الف ، ( خا ) ( شامِخا ) ت ، دوزیر ( تٍ ) +( شامِخاتٍ ) ( چهار بخش )
* تمرین در خانه *
فَضْلٍ – ذِکْرٍ – جِهادٍ

* تنوین رفع *
* تنوین رفع با علامت ( ـٌ ) که به آن ( اُنْ ) یا ( دوپیش ) می گویند ( ضمّه + نون ساکن )
الف دو پیش اُنْ = ( اٌ ) یعنی حرف الف ( دو پیش ) یا دو ضمه روی هم گرفته و تبدیل به ( اُنْ = اٌ ) شده است و ادامه می دهیم .
الف ، دو پیش اُنْ = ( اٌ )
ب ، دو پیش بُنْ = ( بٌ )
ت ، دو پیش تُنْ = ( تٌ )
ث ، دو پیش ثُنْ = ( ثٌ )
جیم ، دوپیش جُنْ = ( جٌ ) ... و ادامه تا آخرین حرف الفباء
در تنوین ( اٌ ) برای تِجّای ( عَیْنٌ ) چنین می گوییم : عینُ ، ی ، زَبَرْ ( عَیْ ) نون ، دو پیش ، ( نٌ ) = ( عَیْنٌ )
برای ( فَعّالٌ ) چنین می گوییم : ف ، وُ عین ، زَبَرْ ( فَعْ ) عین ، الف ( عا ) ( فَعّا) لام ، دو پیش ( لٌ ) + ( فَعّالٌ )
سوال : در تِجّای چه فرقی می کند که آخر کلمه ای نون ساکن باشد یا تنوین ؟
جواب : در ساکن صحبت از یک ( زَبَرْ ) یک ( زیر ) یک ( پیش ) است که با نون جمع می شود .
مثال : میمُ ، نون ، زَبَرْ ( مَنْ ) یا میمُ ، نون ، زیر ( مِنْ) یا میمُ ، نون پیش ( مُنْ )
اما در تنوین صحبت از دو ( زَبَرْ ) دو ( زیر ) دو( پیش ) است تا ( نون ) نوشته نشده تلفظ شود .
مثال : ( میم ، دوزَبَرْ ( ماً ) یا میم ، دو زیر ( مٍ ) یا میم ، دوپیش ( مٌ )
عَیْنٌ – صَغارٌ

* تنوین در بر خورد با حرف ساکن
در تعریف تنوین خواندیم که (عبارت از نون ساکنی است که نوشته نشده ولی خوانده می شود) ، حال اگر بعد از تنوین حرف ساکن یا مشدد بیاید ، دو حرف ساکن نزد هم قرار خواهند گرفت. برای رفع سنگینی تلفظ در این حالت ،تنوین به صورت نون مکسور خوانده می شود .
تعریف دیگر: حال اگر بعد از تنوين، حرف ساكن يا تشديد دار قرار بگيرد، ميان نون تنوين و حرف ساكن بعد از آن، التقاءِ ساكنين پيش ميآيد، مانند: خَيْرٌ اهْبِطوُا در اين جا براي رفع التقاء ساكنين، نون تنوين را در تلفّظ با حركت كسره ميخوانند مانند :
فِسْقٌ الْيَوْمَ كه خوانده ميشود ( فِسْقُ نِ الْيَوْمَ )اَحَدٌ اللّهُ كه خوانده ميشود ( اَحَدُنِ اللّهُ )
لازم به یادآوری است در قرآنهای قدیمی مثلاً بخط طاهر خوش نویس ، ( نون ) کوچکی مکسور ( نِ ) زیر تنوین نوشته می شد تا قاری راحت تر قرائت نماید .
( فِسْقُ نِ الْيَوْمَ ) و ( اَحَدُنِ اللّهُ ) را تِجّای می زنم .
ابتدا :
ف ، وُ ، سین زیر ( فِسْ ) قاف ، پیش ( قُ ) ( فِسْقُ ) نونُ لام زیر ( نِلْ ) ( فِسْقُ نِ الْ ) ی ، وُ ، واو ِ زَبَرْ ( یَوْ ) ( فِسْقُ نِ الْيَوْ ) میم ، زَبَرْ ( مَ ) ( فِسْقُ نِ الْيَوْمَ ) وبعد :
الف ، زَبَرْ ( اَ ) ح ، زَبَرْ ( حَ ) ( اَحَ ) دال ، پیش ، دُ ( اَحَدُ ) نونُ ، لام ، زیر ( نِلْ ) ( اَحَدُنِ الْ ) لام الف لا ( اَحَدُنِ الّا ) ه ، پیش ( هُ ) ( اَحَدُنِ اللّهُ ) * تمرین در خانه *
عَادًالْاُولی که خوانده می شودعَادَ نالْاُولَی
بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ که خوانده می شود بِرَحْمَةٍن ادْخُلُواْ
اِفْکٌ افترئهُ که خوانده می شود اِفْکُن افتَرَئهُ

یکی از تمرین ها در مکتب خانه ( همخوانی ) است


* همخوانی ها *
همخوانی ها در هر مرحله حتی از یادگیری اولین حرف الفبا برای دانش آموزان وجود دارد .
کوچک ترین گروه همخوانی ( همخوانی دو دانش آموز یا آخوند و یک دانش آموز است ) است .لیکن ما بخاطر تنوع در این که همه حروف حرکات و بیشتر علامت ها را یاد گرفتیم قصد داریم گروه بزر گتری ایجاد کنیم .
مثال : این حروف را می نویسم ( بَ ، بِ ، بُ ، با ، بی ، بو ، باً ، بٍ ، بٌ ) و با صدای بلند با همدیگر تکرار می کنیم .
گروه خوانی یا همخوانی با شوق و اشتیاق خاصی است و آهنگ موزون زیبا و رسایی دارد که هر شنونده ای را مشتاق حضور در کلاس مکتب خانه می کند .
هرچند در وبلاگ از بارگذاری صوت محرومیم و دسترسی نداریم و ناچار باید تایپ کنیم
ولی خواهشاً شما هم با ما همراهی کنید تا با هم بخوانیم که موسیقی جالبی است .
( ب ، زَبَرْ ، بَ * ب ، زیر، بِ * ب ، پیش ، بُ * ب ، الف ، با * ب ، یا، زیر ، بی * ب ، واو ، پیش ، بو * ب ، دوزَبَرْ، باً * ب ، دو زیر ، بٍ * ب ، دو پیش ، بٌ )

* همخوانی یک حرف با سه تنوین *
این قسمت همخوانی ،آهنگی موزون و ترکیبی از همه حروف الفبا ( به ترتیب الف تا ی ) با تنوین( نصب ، جَر و رفع ) است که با سرعتی تندتر و زیبا تر و با دقت بیشتر انجام می شود زیرا هیچ لوحی برای نگاه کردن وجود ندارد و الزاماً از حفظ خوانده می شود .
الف ، دو زَبَرْ اَنُّ دو زیر اِنُّ دو پیش اُنْ
ب ، دو زَبَرْبَنُّ دو زیربِنُّ دو پیش بُنْ
ت ، دو زَبَرْ تَنُّ دو زیرتِنُّ دو پیش تُنْ
ث ، دو زَبَرْثَنُّ دو زیر سِنُّ دو پیش ثُنْ
جیم دوزَبَرْجَنُّ دوزیر جِنُّ دو پیش جُنْ
و همین طور ادامه می دهیم تا 28 حرف عربی به اتمام برسد .
***
* نکته : تِجّای لزومی برای اخفا و اظهار و قلب به میم نیست .
و هدف شناختن و یادگرفتن حروف با صداهای و اعراب آنان است ( روخوانی و روان خوانی ) نکته : ما در آیه شریفه أُوْلَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
(مِّن رَّبِّهِمْ ) را انتخاب و هجی می کنیم زیرا قصد داریم بگوییم حرف ( نون ) از حروف ( ی ، ر ، م ، ل ، و ، ن ) است که در تجوید توضیح داده می شود ودر هجی کردن تاثیری ندارد )
توجه بفرماید : میم و نون زیر ( مِنْ) ر ، وُ ، ب زَبَرْ ( رَبْ ) = ( مِنْ رَبْ ) ب زیر ( بِ ) = ( مِنْ رَبِّ ) ه ، وُ میم زیر ( هِمْ) = (مِّن رَّبِّهِمْ )
در پایان ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ) را بخاطر طولانی بودن کلمه تِجّای می زنیم .
ف ، زَبَرْ ( فَ ) سین ، زَبَرْ ، ( سَ ) (فَسَ ) ی ، وُ ، کاف ، زَبَرْ ( یَکْ ) ( فَسَیَکْ ) ف ، یا زیر ( فی ) ( فَسَیَکْفِی ) کاف ، زَبَرْ ( کَ ) ( فَسَیَکْفِیکَ ) ه ، وُ پیش ( هُ ) ( فَسَیَکْفِیکَهُ) میمُ ، لام ، پیش ( مُلْ ) ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ الْ ) لام ، الف ( لا ) ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ الّا) ه ، پیش ( هُ ) = ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ )
یک قول هم برای تجّای ( قُلْ اَعوُذُ ) به روش وردنجانی ها داده بودیم که عمل می کنیم .
قاف ، لام ، پیش ( قُل ) الف ، زَبَرْ ( اَ ) ( قُلْ اَ ) عین ، واو ، پیش ( عوُ ) ( قُلْ اَعوُ ) ذال ، پیش ( ذُ ) = ( قُلْ اَعوُذُ )

* تِجّای در حروف مُقَطَّعِه *
هجی کردن حروف مُقَطَّعِه در روش تِجّای با خواندن آن حروف فرقی نمی کند .
مانند : ( الم ) در سوره های مبارکه بقره، آل عمران، عنکبوت، روم، لقمان، سجده که خوانده می شود ( الف ، لام ، میم )
( المص ) در سوره مبارکه اعراف ، که خوانده می شود ( الف ، لام ، میم ، صاد )
( کهیعص ) در سوره مبارکه مریم ، که خوانده می شود ( کاف ، ها ، یا ، عین ، صاد )
(ن ) در سوره مبارکه قلم ، که خوانده می شود ( نون )

* تِجّای در ادغام کبیر *
عرض کردیم ( تجّای ) صرفاً بخاطر آشنایی با حروف الفباء و حرکات وعلامت هاست تا یک دانش آموز بتواند کلمه را شناخته و روخوانی و روانخوانی را به خوبی قرائت نماید که معمولاً در حروف اَبْجَدْ به این نتیچه می رسیدند . و نیاز به توضیح خاصی نبود تا مگر به مورد استثنائی مواجه شوند .
نکته ای که در این فصل می خواهم عرض کنم این است که پس از این که دانش آموزان مسلّط به تِجّای می شدند یکدیگر را به رقابت دعوت می کردند و از هم می پرسیدند ؛
تو بلدی ( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) را تِجّای بزنی ؟
تو بلدی ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ) را تِجّای بزنی ؟
تو بلدی ( وَلَا الضَّالِّينَ ) را تِجّای بزنی ؟
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ) و ( فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ) طولانی هستند و فقط یک حواس جمع می خواهد که هجای تفکیک شده را به هم چسبانده و تلفظ نماید اما نکته ی جدیدی درآن دیده نمی شود .
اما در ( وَلَا الضَّالِّينَ ) استثناء و نکته جدید داریم
دقت فرمایید با توجه به درسهای داده شده ( وَلَا الضَّالِّينَ ) را به روش تِجّای ، هجی میکنم ببینیم تا کجا پیش می رویم ، وآیا امکان دارد یا خیر ؟
واو ، زَبَرْ ، ( وَ ) لامُ ضاد زَبَرْ لَظْ ( وَلَضْ ) ضاد ، الف ضا ) ( وَلَا الضَّا ) اکنون نوبت ( لام ) است در صورتی که ( لام ) مشدد است ، و با هیچ هجایی (چه درفارسی و چه در عربی ) مجوزی نداریم که با حرف مشدد یا سکون ، کلمه یا بخشی از یک کلمه را شروع کنیم .
از طرفی عرض کرده بودیم که سه حرف را در یک بخش نمی توانیم هجی کنیم .
خب اینجا که مثل ( حیم ) در کلمه ی رحیم سه حرف مختلف وجود ندارد ، بلکه دو حرف هستند ( ل + ل + ی = لّی ) که حرف لام تکرار شده ا ست
راستی چرا حرف ( لام ) در ( ضالّین ) مشدد است ؟
آیا ( لام ) ساکن با ( لام ) متحرک ادغام و مشدد شده است ؟ خیر
به کلمات زیر توجه فرمایید :
( ضالّین ) ( ضالّون ) ( دابّه ) ( حاجّه ) اتحاجّونّی ) (یتحاجّون ) ( تأمرونّی ) ( الحاقّه )
قصد نداشتیم وارد نکات تجویدی و مفاهیم شویم ، زیرا در روش ( هجا ) هیچ کدام از اصول های تجویدی قرار نیست رعایت شود ، و همانطور که مکرر عرض کردم شناخت حروف الفباء و حرکات و علامت ها فقط بخاطرتسلّط به روخوانی و روان خوانی است ، از طرفی تمایل ندارم نقصی در مطالب مشاهده شود لذا پیشاپیش به

برچسب: نویسنده: پویا زمانی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 2:34

صفحه بندی