اِنّا اَنزَلناهُ قُرآنًا عَرَبِیًّا ؛ لَعَلّکُم تَعقِلونَ
سوره يوسف آيه 2
جدايي زبان عربي از حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم، مغایر با قانون اساسي، منويات مقام معظم رهبري و اسناد تحولي است.
اشاره
معاون محترم پژوهشي وزارت آموزش وپرورش در چندين مصاحبه و از جمله نشست خبري 14 بهمن 1398 به درخواست سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي از شورای عالی اشاره كرده و بيان كردند : « به شوراي عالي ( آموزش و پرورش ) پيشنهاد داده ايم كه زبان عربی و چینی به عنوان زبانهای بینالمللی به اين سبد ( حوزه يادگيري زبان هاي خارجي ) اضافه شود. و البته به معنای اجبار دانشآموزان و تمهید روش اجرای آن نخواهد بود. باید راههای جدیدی برای تقویت زبان خارجی دانش آموزان پیدا کنیم و امیدواریم تنوع بخشی در زبان خارجی دانش آموزان داشته باشیم. »
در حاليكه شواهد نشان مي دهد حجه الاسلام و المسلمين جناب آقاي دكتر ذوعلم به اين نكته توجه ندارند كه جدايي آموزش زبان عربي از حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم خلاف قانون اساسي، منويات مقام معظم رهبري و اسناد تحولي است.
ضمن سپاس از حجه الاسلام و المسلمين آقاي محي الدين محمديان كه در سال هاي اخير با همت و هدايت مؤلفان گرانقدر، به اين آرزوي ديرينه رهبري معظم كه مطالبه قانون اساسي و نيز اسناد تحولي است، جامه عمل پوشاندند و در نتيجه حدود ۵۰۰ آیه و ۵۰۰ حدیث شریف در کتاب های عربی قرار گرفت. در اين نوشتار با نقدي اجمالي تصميم اخير رياست محترم سازمان پژوهش را بررسي مي كنيم.
مقدمه
شايد با دقت در این درخواست آقاي ذوعلم از شورای عالیآموزش وپرورش برای الحاق زبان عربی به زبان های خارجی، اين سؤال ها به ذهن شما نیز خطور كرده باشد :
با گذشت هشت سال از تصويب سند تحول بنيادين و نيز تأكيدات مكرر مقام معظم رهبري بر اجراي سند تحول، به عنوان رسالت اصلي آموزش و پرورش، توقع آن بود از تمامي ظرفيت هاي فردي و سازماني براي چنين تحول بزرگي استفاده شود. ولي متاسفانه شاهد آن هستيم كه اين اسناد تحولي، بعد از سال ها انتظار به جاي اجرا و عمل، گرفتار تغييرات مجدد شده اند. في المثل چندي قبل، حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم بدون مصوبه و بر خلاف سند برنامه درسي ملي و به بهانه تلفيق، منحل مي شود و امروز آموزش زبان عربي از حوزه تربيت و يادگيري معارف اسلامي به بهانه انتقال به حوزه زبان هاي خارجي كنار گذاشته مي شود! در حاليكه « ماده 63 قانون برنامه ششم توسعه » وزارت آموزش وپرورش را مکلف به اجرای سند تحول بنیادین کرده است:
« الف - دولت مکلف است برای ایجاد تحول در نظام تعلیم و تربیت اقدامات زیر را انجام دهد : 1- اجرای سند تحول بنیادین آموزش وپرورش به نحوی که کلیه اقدامات وزارت آموزش وپرورش بر اساس این سند انجام شود و اقدامی مغایر با قانون و سند صورت نگیرد. »
تصميم اخير آقاي ذوعلم در طرح جدايي زبان عربي از حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم كه در هدف پنهان خود، به حذف و انحلال كامل حوزه قرآن كريم و عربي خواهد انجاميد، خلاف قانون اساسي، بيانات مصرّح مقام معظم رهبري و اسناد تحولي نظام تعليم و تربيت كشور است.
الف - جايگاه زبان عربي در قانون اساسي
« اصل 16 از فصل دوم قانون اساسی جمهوري اسلامي » ايران تصريح مي كند : « از آن جا که زبان قرآن و علوم معارف اسلامی، عربی است و ادبیات فارسی کاملاً با آن آمیخته است، این زبان باید پس از دوره ی ابتدایی تا پایان دوره متوسطه در همه کلاس ها و در همه رشته ها تدریس شود. » همانطور كه ملاحظه مي شود در اين اصل يك مبنا وجود دارد كه در الزام به فراگیری زبان عربی در تمامی رشتهها و همه کلاسها از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه اشاره مي كند و آن عبارت : « از آنجا که زبان قرآن و علوم و معارف اسلامی عربی است» مي باشد. از دلايل گنجاندن لزوم تدریس زبان عربی در قانون اساسی به عنوان یک اصل مستقل میتوان به سه دیدگاه مطرح اشاره نمود :
الف- آموزش و فهم بهتر زبان فارسی، به عنوان زبان رسمی و مشترک، به دلیل آمیختگی ادبیات فارسی با زبان عربی،
ب- لزوم تقویت و تحکیم وحدت اسلامی، با توجه به اینکه زبان عربی زبان قرآن است و قرآن، محور وحدت مسلمانان میباشد،
ج- لزوم تعمیق فرهنگ قرآنی و انس با قرآن در جامعه و آشنایی عمومی با علوم و معارف اسلامی فراتر از صِرف روخوانی قرآن
با عنايت به اينكه « انقلاب فرهنگي » به عنوان اصلیترین رسالت انقلاب اسلامی محسوب میشود و به این جنبش ماندگار، هویت فرهنگی مي بخشد، لذا پیوند این مقوله با لزوم آشنایی عموم ملت با زبان عربی به عنوان زبان قرآن و معارف اسلامی دلالت بر پیوند عمیق انقلاب فرهنگی با قرآن، علوم و معارف اسلامی دارد.
طبق قانون اساسي، زبان عربي، يك زبان بین المللی نیست، بلكه زبان جهان اسلام است. زبان قرآن كريم و زبان متون اسلامي است. پس از اين حيث باید طبق قانون، در همان حوزه تربیت و یادگیری قرآن و عربی بماند و در خدمت آموزش قرآن كريم و معارف اسلامی باشد. دقيقاً به همين دليل هم در سال هاي اخير نام كتاب عربي به درستي به « عربي، زبان قرآن » تغيير يافته است و دقیقا به همین دلیل درس عربی در سند برنامه درسی ملی بخشی از حوزه تربیت و یادگیری قرآن و عربی است. ( و نه حوزه زبان های خارجی ) حال اگر چنين پيشنهادي مد نظر سازمان پژوهش است بايد ديد بر اساس كدام مباني نظري قابل توجيه و دفاع است؟!!
ب - جايگاه زبان عربي در بيان رهبر معظم انقلاب اسلامي
مقام معظم رهبري در سوم شهريور 1376 خطاب به وزير محترم وقت آموزش و پرورش آقاي حسين مظفر ده توصيه فرمودند كه توصيه سوم ايشان بدين شرح است : « توجه به آموزش زبان عربي در مدارس، نه با هدف درك مفاهيم پيچيده حوزه اي و نه به منظور مكالمه، بلكه به نحوي كه پس از مدتي آموزش، دانش آموزان بتوانند معاني نماز، دعاي كميل و مكارم اخلاق و ... را بفهمند و با مناجات و نحوه سخن گفتن و راز و نياز با خدا آشنا شوند. مطالعاتي شود كه براي وصول هدف سوم، چگونه مي توان آموزش داده شود. من هم در دو موضوع « قرآن و عربي » كمك خواهم كرد. هم كمك مادي و هم معنوي »
همانطور كه ملاحظه مي شود اين حوزه يادگيري قرآن و عربي را مكمل هم و با هم ذكر مي فرمايند و نيز ايشان در جاي ديگري فرمودند : « زبان عربي، كليد معارف اسلامي است » به همين منظور با جدايي درس آموزش عربي از حوزه قرآن و معارف اسلامي، اولين اتفافي كه خواهد افتاد اين است كه درس عربي از الزام يادگيري براي همه دانش آموزان، خارج و به يك درس انتخابي در زبان هاي خارجي تبديل خواهد شد. يعني دانش آموز حق دارد از بين زبان هاي انگليسي، عربي، چيني و ... يكي را انتخاب كند؛ و اين بر خلاف منطق و باعث تضعيف شديد جايگاه اين درس خواهد شد و از آنجا كه زبان عربی زبان قرآن و جهان اسلام است، ديگر مانند گذشته عامل پیوند جهان اسلام برای تشکیل اُمة واحدة نخواهد بود؛ زيرا زبان عربي به عنوان برترین پدیدة فرهنگی و تمدنی، و یکی از مؤلفههای اصلی تشکیل هویت، شخصیت و فرهنگ جامعه اسلامي محسوب میشود.
ج – جايگاه درس زبان عربی در اسناد تحولي
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اسلامی شدن حکومت و سبک زندگی ایرانیان مهمترین هدف نظام اسلامي قلمداد شد و آراسته شدن جامعه به الگوهای معرفی شده در منابع معتبر اسلامی و رسیدن به حیات طیبه شعار نظام قرار گرفت. هم اكنون درس عربی در نظام آموزشی ایران کاربردی و در جهت پیشبرد اهداف اخلاق اجتماعی جمهوري اسلامي ايران است. به همین دليل، اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی وجود درس عربی را به عنوان ابزار فهم معارف اسلامی در دوره های تحصيلي ضروری دانسته است.
این اسناد شامل : « قانون اساسی»، « سند چشم انداز ایران در افق1404 هـ . ش»، « سند تحول بنیادین آموزش وپرورش»، « مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی» و « سند برنامه درسی ملی » است.
سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق 1404
در بخش امور فرهنگی، علمی و فناوری از سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق 1404 آمده است:
1-1- استوار کردن ارزشهای انقلاب اسلامی در اندیشه و عمل؛
2-1- تقویت فضایل اخلاقی و ایمان، روحیه ایثار و امید به آینده (سند چشم انداز,3)
3-1- در امور فرهنگی برنامه چشم انداز نظام جمهوري اسلامي، معرفت و بصیرت دینی بر پایه ی قرآن و مکتب اهل بیت مهم شمرده شده است.
و از آنجایی که نهادینه کردن هر موضوع فرهنگی در طول زمان انجام می شود، دانش آموزان به مرور زمان و در دروس متعدد، روایات مختلف دینی را فرا می گیرند. آموزش زبان عربی در سطح فهم و درک مطلب از مهمترین ابزار نیل به این هدف است.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
تعلیم و تربیت مورد نظر سند تحول آ.پ جز بر اساس مطالعه اسناد مکتوب معارف دینی نمی تواند برقرار باشد. جهت آموزش منابع معتبر دینی به آینده سازان ایران، با توجه به اینکه در این مسیر تمام منابع اصلی، قرآن و حدیث به زبان عربی هستند؛ لذا برای دریافت این متون و فهم روشمند از آنها آموزش زبان عربی و توجه عملی بیش از پیش نظام تعليم و تربيت به آن ضروری است.
برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران
هدف برنامه درسي ملي ( مصوب ) از حوزه محتوايي عربي : « آشنايي دانش آموزان با زبان عربي به ميزاني كه دانش آموز را در درك معناي آيات قرآن كريم و كلام معصومين عليم السلام كمك كند و در تقويت زبان فارسي او مؤثز باشد. »
آقاي ذوعلم به جاي استقرار 11 حوزه يادگيري مصرّح در سند برنامه درسي ملي ( مصوب )، به دنبال اجراي نگاشت چهارم اين سند است. سندي كه « غيرقابل استناد » و غير مصوب است! در صورتي كه در سند برنامه درسي ملي ( مصوب )، دروس عربي و قرآن كريم در يك حوزه تربيت و يادگيري قرار دارند. ( ص 19 تا 22 سند مصوب )
اين تصميم شوراي عالي آموزش و پرورش پيرو توصيه هاي دهگانه مقام معظم رهبري در سوم شهريور 1376 به وزير وقت آقاي دكتر حسين مظفر انجام گرفت. ( در بخش هاي قبلي اين نوشتار، توصيه عيناً آمده است. ) اما اينكه چرا امروز آن دستور حكيمانه ناديده گرفته مي شود، سؤالي است كه آقاي دكتر ذوعلم بايد پاسخگوي آن باشند.
حوزه ی تربيت و یادگیری قرآن و عربی
همانطور كه گفته شد اين حوزه، دومين حوزه از حوزه هاي تربيت و يادگيري مصرح در سند برنامه ملي ( مصوب ) است كه متاسفانه نيم اول آن ( يادگيري قرآن كريم ) به نام تلفيق با حوزه معارف اسلامي، ناديده گرفته شده و نيم دوم آن ( عربي ) نيز قرار است به زبان هاي خارجي ملحق شود.
اين در حالي است كه در حوزه يادگيري زبان هاي خارجي نامي از زبان عربي به ميان نيامده است، زيرا غایت برنامه درسی ملی، پرورش نسل متخلق به اخلاق اسلامی است و آموزش عربی به عنوان يكي از مهم ترین ابزار این هدف، بسیار مورد توجه است. با تغییر رویکرد در کتاب های جدید دوره اول و دوم متوسطه، مقدمه نیل به این هدف فراهم شده است.
برنامه درسی زبان عربی انتظار دارد دانش آموزان بتوانند در پایان دوره متوسطه اول، به فهم عبارات کوتاه و ساده متون دینی و ادبی و در پایان دوره متوسطه دوم به فهم ساختارها و متونی با گستردگی بیشتر نسبت به سه سال اول متوسطه دست یابند. البته با توجه به رویکرد فهم عبارات و فهم متن تا پايان دوره دوم متوسطه، مهارت سخن گفتن نيز در حد نیاز و در جمله های ساده و پرکاربرد حاصل می گردد و در این میان به مهارت مكالمه نیز توجه شده است.
حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم و عربي شامل دو حوزه ی محتوایی آموزش قرآن کریم و آموزش عربی است و حد نهایی یادگیری در این دروس به شرح زیر است:
1-توانایی خواندن صحیح وروان قرآن کریم؛
2-توانایی درک معنای عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کریم؛
3-توانایی نسبی تدبر در آیات قرآن کریم به منظور درک ساده و اولیه دقایق و ظرائف مفاهیم آیات,بدون آموزش تخصصی علوم قرآنی؛
4-انس مستمر و دائمی با قرآن کریم به نحوی که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و این امر را لازمه تربیت دینی و اعتلای هویت الهی خویش بدانند.
سخن آخر
آيات قرآن و روايات معصومين عليهم السلام بخش قابل توجهي از كتاب هاي عربي جديد است. هم اکنون در برنامه جدید در کتاب های عربی متوسطه اول و دوم در مجموع حدود ۱۰۰۰ آیه و حدیث گنجانده شده است. با ناديده گرفتن اين بخش، امكان طرح روايات معصومين و فهم قرآن به حداقل مي رسد.
از سوي ديگر تجارب زيسته اغلب ما نشان مي دهد كه آموزش زبان انگليسي و عربی در سال های گذشته چندان توفيقي نداشته كه حالا آموزش زبان عربي را هم به سرنوشت آن دچار كنيم. به ويژه آنكه در صورت چنين امري درس عربي به صورت اختياري و انتخابي خواهد بود. در حالي كه گستردگي آموزش قرآن و معارف اسلامي نيازمند قرار داشتن اين دو بخش از حوزه تربيت و يادگيري در كنار يكديگر است.
از اين رو آشنایی با زبان عربی و مشخصا مهارت های چهارگانه ی زبانی یعنی خواندن، گوش کردن، نوشتن و سخن گفتن در این حوزه به میزانی است که دانش آموز را در درک معنای آیات قرآن کریم، کلام معصومین و متون دینی و فرهنگ اسلامی کمک کند و در تقویت زبان فارسی او نيز موثر باشد.
همانطور كه در سند مصوب برنامه درسي ملي آمده این دو حوزه محتوایی، ارتباط وثیقی با یکدیگر دارند و برنامه ریزی آنها باید هماهنگ و مرتبط با هم صورت گیرد و از اهداف، محتوا و روش های مشترک و نیز مطالب مکمل و تایید کننده همدیگر استفاده مطلوب به عمل آید.
بنابر اين نگاه زباني صرف به عربي و تفكيك آن از خاستگاه قرآن و اهلبيت عليهم السلام، امر مطلوبی نیست. زیرا بسيار محتمل است كه اين نوع نگاه های افراطي آموزش عربي را از هويت جدائي ناپذير خود با قرآن و عترت و نيز از زبان فارسي جدا كند.
برچسب:
نویسنده: پویا زمانی