خرید بک لینک

« به چه قيمت !!! »

مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي، مأموريت آموزش و پرورش نبود.

آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني ( وزير محترم آموزش و پرورش ) همان راهي را مي رود كه

آقاي دكتر حميد رضا حاج بابايي ( وزير قبلي ) رفت و شكست خورد ؟

مقام معظم رهبري سال 1396 را مانند سال قبل سال « اقتصاد مقاومتي» نام گذاري كردند. اين كه يك وزارت خانه اي با اعتبارات مشخص و معين، كاري را كه خارج از مأموريت و وظايف ذاتي آن دستگاه است، با صرف هزينه هاي كمر شكن انجام دهد؛ آيا مغاير با رويكرد اقتصاد مقاومتي نيست !!؟

طبق قانون، وظيفه برگزاري مسابقات قرآن، ويژه افراد زير 16 سال بر عهده سازمان اوقاف و امور خيريه است. اين سازمان وظيفه دارد كه مسابقات قرآن « شكوفه ها » را برگزار كند. ( و نه آن كه صرفاً در بخش هايي از مراسم، مشاركت داشته باشد. )

از آن جا كه وظيفه و مأموريت ذاتي وزارت آموزش و پرورش با توجه به دبيري كميسيون آموزش عمومي قرآن كشور، تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن است؛ هزينه كردن اعتبارات قرآني اختصاص يافته در جايي به غير از موضوع آموزش عمومي قرآن، محل اشكال جدي است.

با نيم نگاهي به جايگاه قرآن و فعاليت هاي قرآني در اسناد بالادستي وزارت آموزش و پرورش، مانند سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، قانون برنامه پنجم توسعه، سند برنامه درسي ملي، موضوع روشن تر مي شود.

اين حساسيت از آن جهت است كه با تشكيل شوراي توسعه فرهنگ قرآني، آرزوي چندين ساله جامعه قرآني كشور محقق شد و نيز با تشكيل كميسيون آموزش عمومي قرآن در وزارت آموزش و پرورش، اعتبارات چند ده ميلياردي براي آموزش عمومي قرآن اختصاص يافت. اما در عمل، علي رغم وجود اسناد تحولي و تشكيلات اجرايي، و تخصيص اعتبارات، اقدام مؤثري در زمينه تحقق اهداف برداشته نشده است.

به طور مثال : اين وزارت خانه در طول چند سال گذشته فقط به نام « آموزش عمومي قرآن » حدود 50 ميليارد تومان دريافت كرده است.

- اين مبلغ عظيم كه در جاي خود مي توانست گره هاي زيادي را باز كند، در كجا هزينه شده است !؟

- آيا ريالي از اين اعتبارات در راستاي اهداف آموزش عمومي قرآن، هزينه شده است !؟

- آيا حتي به يك نفر معلم با اهداف آموزش عمومي قرآن و روش هاي آموزش آشنا شده است !؟

- آيا از اين مبلغ به يك مدرسه محروم روستايي اين كشور حداقل امكانات آموزش قرآن مانند لوحه آموزش قرآن، كتاب راهنماي معلم، لوح فشرده صوتي آيات درسي داده شده است !؟

و بالآخره اين كه

- اعتبارات مسابقات بين المللي امسال، از كدام سرفصل تأمين مي شود !؟

نبايد فراموش كرد كه بيش از ده سال پيش در چنين روزهايي ( 1385/2/12 ) رهبر معظم انقلاب از مهجوريت قرآن در وزارت آموزش و پرورش به شدت گلايه كردنده و فرمودند : « قرآن در آموزش و پرورش حقيقتاً مهجور واقع شده است. علت اين است كه در دوراني طولاني، قرآن در آموزش وپرورش ما، به خصوص در آن سنين يادگيري مهجور بوده است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، توقع اين بود كه يك كارِ كارستاني انجام بگيرد. كارهايي هم شده است، ليكن جاي حضور قرآن در دوره هاي گوناگون- چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايي - واقعاً خالي است. بايد فكر بشود. امروز خوشبختانه حركت قرآني در كشور خيلي خوب است؛ ليكن در آموزش و پرورش بايد نهادينه شود. »

حاشيه هاي پر رنگ تر از متن

از ظواهر امر پيداست كه آقاي دكتر فخر الدين دانش آشتياني همان راهي را مي رود كه آقاي دكتر حميد رضا حاج بابايي رفت و شكست خورد. در صورتي كه اميد اين بود نگاه عالمانه، عادلانه و دلسوزانه ايشان زمينه هاي خروج از حواشي غير علمي و آسيب زا را فراهم آورده و متن پر رنگ تر شود.

بيان نتايج شكست سخت و تلخ دولت قبلي در برنامه ها و فغاليت هاي قرآني دردناك، وسيع و عميق است و البته خارج از حوصله خواننده محترم اين نوشته. حيف و ميل دهها ميليارد تومان اعتبارات قرآني كه مي شد معلمان را آموزش داد و كلاس هاي قرآن را به حداقل امكانات مجهز كرد؛ كم ترين آسيب هاي چنان خطايي است.

هرگز فراموش نخواهد شد كه در دولت قبل به نام قرآن، « 10 هزار مدرسه قرآني »، « طرح ملي حفظ قرآن كريم »، « تأسيس مدارس تخصصي قرآن » و ... تشكيل شد؛ اما در دولت جديد همگي به دليل وجود اشكالات متعد از جمله مشكلات قانوني ( كه به دليل شتابزدگي و عدم كارشناسي توسط بخش هاي ذي ربط به وجود آمده بود. ) يك شبه تعطيل گرديد. ( و البته با تضييع ده ها ميليارد از اعتبارات آموزش عمومي قرآن كه متأسفانه تنها جنبه شرمساري بيش تر را براي مجريان به دنبال داشت. )

از اين جهت، جا دارد به بهانه بررسي جايگاه مسابقات بين المللي قرآن دانش آموزي در اسناد تحولي، ابعاد مهجوريت قرآن در اصلي ترين و بزرگ ترين نهاد مسئول آموزش عمومي قرآن كريم كشور بررسي شود. اميد است متوليان فرهنگي و قرآني كشور نسبت به رفع مهجوريت از قرآن اقدام لازم را مبذول دارند.

الف- سياست هاي ابلاغي مقام معظم رهبري به وزارت آموزش و پرورش

در بند 4-4 ابلاغيه مقام معظم رهبري آمده است : « توسعه فرهنگ و معارف اسلامي و يادگيري قرآن ( روخواني، روان خواني و مفاهيم ) و تقويت انس دانش آموزان با قرآن و سيره پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله ) و اهل بيت ( عليهم السلام ) و گسترش فرهنگ اقامه نماز. »

نكته جالب اينجاست كه :

اولاً ) مقام معظم رهبري در سياست هاي ابلاغي تنها به نام يك درس، آن هم « قرآن » اشاره فرموده اند. ثانياً ) ايشان تنها به ذكر نام بسنده نكرده و به ابعاد و جزئيات مطالبه خود از آموزش و پرورش هم به روشني پرداخته اند. اين مطلب حاكي از آن است كه معظم له موضوع قرآن در آموزش و پرورش را با حساسيت دنبال مي كنند.

ب- قانون برنامه پنجم توسعه

در بخش الف ماده (9 ) اين سند آمده است : « ارائه برنامه جامع آموزش قرآن اعم از روانخواني و فهم قرآن و برنامه تلفيقي قرآن، معارف اسلامي و عربي با اهداف قرآني »

ج- سند تحول بنيائين آموزش و پرورش

در راهکار3/1 اين سند چنين آمده است : « ... تقويت انس با قرآن در دانشآموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآني با اصلاح برنامهها و توانمندسازي معلمان در راستاي « تقويت مهارت روخواني و روانخواني در دوره ابتدايي، آشنايي با مفاهيم کليدي قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرآني در متوسطه دوم » بر اساس « منشور توسعه فرهنگ قرآني. »

و نيز در فصل سوم تحت عنوان « بیانیهxad مأموریت » با تأكيد بر آموزش همگاني و شايستگي هاي پايه آمده است : « زمینه دستیابی دانش آموزان در سنین لازمxad التعلیم طی 12 پایهxad تحصیلی ( چهار دوره سه ساله)، به مراتبی از حیات طیبه در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و حتی جهانی را به صورتی منسجم و نظام xadمند، همگانی، عادلانه و الزامی در ساختاری کارآمد و اثربخش فراهم سازد و انجام این مهم نقشی زیرساختی در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی خواهد داشت. »

د - سند برنامه درسي ملي

حوزه تربيت و يادگيري قرآن و عربي، دومين حوزه از حوزه هاي يازده گانه سند برنامه درسي ملي است كه در آن از قرآن به عنوان يکي از منابع اخذ معارف اسلامي، ياد شده و قرآن کريم را کتاب هدايت انسان ها دانسته است. و نيز در بخش ضرورت و کارکرد حوزه قرآن آمده است :

« قرآن کريم، به عنوان منبع وحي الهي و منبع اصلي اعتقادات، اخلاق و احکام است. توانايي خواندن همراه با درک معنا، تدبر در قرآن و انس با آن، سبب ورود هر فرد مسلمان به درياي معارف اسلامي است. يادگيري زبان عربي به عنوان زبان قرآن سبب مي شود که فرد بتواند به طور مستقيم با کتاب الهي ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و از رهنمودهاي آن بهره ببرد. ».

و هم چنين در قلمرو حوزه تربيت و يادگيري قرآن كريم آمده است : « حد نهايي يادگيري در اين درس به شرح زير است :

1- توانايي خواندن صحيح و روان قرآن کريم؛

2- توانايي درک معناي عبارات ساده و پرکاربرد قرآن کريم؛

3- توانايي نسبي تدبر در آيات قرآن کريم به منظور درک ساده و اوليه دقايق و ظرائف مفاهيم آيات، بدون آموزش تخصصي علوم قرآني؛

4- انس مستمر و دائمي با قرآن کريم، به نحوي که دانش آموزان، اهل خواندن و تفکر در قرآن باشند و ابن امر را الزمه تربيت ديني و اعتلاي هويت الهي خويش بدانند. »

هـ - اهداف آموزش عمومي قرآن

در اين سند مصوب كه اتفاقاً توسط شوراي توسعه فرهنگ قرآني به تصويب رسيده است، بر نه هدف تأكيد شده و برنامه ريزي آن بر عهده وزارت آموزش و پرورش به عنوان دبيرخانه كميسيون آموزش عمومي قرآن است.

چند سؤال : با توجه به اسناد و مطالب فوق :

1- آيا برگزاري اين سطح از مسابقات دانش آموزي، اصولاً با وظايف و مأموريت هاي ذاتي وزارت آموزش و پرورش سنخيت دارد ؟

2- آيا اين مسابقات ( با توجه به اين كه به نام « فوق برنامه »، حاشيه از متن پر رنگ تر شده است ) با اهداف، برنامه و محتواهاي درسي و آموزش رسمي مطابقي دارد ؟

3- آيا به آسيب هاي اين گونه فعاليت هاي تبليغي و ترويجي كه بدون پشتوانه آموزش برگزار مي شود، فكر مي شود ؟

4- آيا اجرايي كردن مصوبه اهداف آموزش عمومي قرآن با اعتبارات ده ها ميلياردي را بايد از مسابقات - كه علي القاعده آخر شاهنامه است - شروع كرد ؟

5- آيا اولويت هاي شوراي توسعه فرهنگ قرآني و كميسيون آموزش عمومي قرآن نبايد آموزش معلمان، تجهيز مدارس ( محروم )، پوشش اجراي كامل برنامه هاي درسي در تمام مدارس؛ و نظارت بر حسن اجراي آن باشد؟

6- آيا بين اين نوع فعاليت با راه اندازي ده هزار مدرسه قرآني ( صرف نصب تابلو بر سر در مدارس ) و طرح ملي حفظ ( صرف معرفي دانش آموزاني كه خودشان هم از حافظ بودنشان خبر نداشتند. ) و صرف نخبه گرايي به جاي آموزش و معرفي قاريان و حافظان ساير مؤسسات و جلسات قرآني به نام محصولات وزارت آموزش و پرورش ( مسابقات بين المللي ) با هم فرق دارند ؟

7- آيا تمركز بر « نخبه گرايي » به جاي آموزش همگاني مي تواند با بيش از 99/5 ( نود و نه و نيم ) درصد دانش آموزان كه با اين سطح از مسابقات هيچ نسبتي ندارند؛ مطابقت داشته و اثر بخش باشد.

8- عايدي و برونداد اين سطح از مسابقات در مقابل هزينه هاي كلان آن براي آموزش و پرورش چقدر است.

زنگ خطر

حضرت رسول صلّي الله عليه و آله فرمودند : «فَاِذَا التَبَسَت عَلَيكُمُ الفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ، فَعَلَيكُم بِالقُرآنِ » ( هرگاه آشوب ها، چون شب تار ، شما را فرا گرفت، به قرآن روي آوريد. ) اصول كافي ، ج 2 ، ص599

اين حديث مشهور گوياي آن است كه علي القاعده فعاليت هاي قرآني ما بايد بتواند نسل امروز و فرداي كشور را در برابر شبيخون و تهاجم فرهنگي غرب صيانت و هدايت كند. اگر چنين نيست قطعاً اشكالاتي در كار وجود دارد؛ كه نيازمند بررسي دقيق و بازنگري و اصلاح برنامه هاست.

بي توجهي به آموزش عمومي قرآن كريم در مدارس، وضعيتي شبيه جنگ احد را به وجود مي آورد. در آيه 152 سوره آل عمران مي خوانيم : در آن روز مسلمانان تنگه استراتژيك و حساس را به طمع جمع آوري غنايم رها كردند و در نتيجه متحمل آن شكست سهمگين شدند. در حالي كه خداوند مي خواست آن ها را مانند جنگ بدر، از نزد خود ياري بزرگ تري برساند. اما آنان دستور پيامبر را ناديده گرفتند.

جمع بندي :

شايد بايد همه ما در محضر عظيم قرآن كريم ابراز شرمندگي كنيم. زيرا به بركت نظام مقدس اسلامي و خوش شهيدانمان و نيز با داشتن نعمت عظماي رهبري و هم چنين با وجود تحقق بسياري از آرزوهايمان ( مانند تشكيل شوراي توسعه و معاونت قرآني، كميسيون آموزش عمومي قرآن، اهداف مصوب آموزش عمومي قرآن، اعتبارات خوب قرآني و ... ) و نيز داشتن جامعه قرآني با اخلاص و پر تلاش، اما به دليل فقدان وحدت انديشه در مديران و نبود انسجام در عمل مجريان به بي راهه رفته و مي رويم.

امروز ديگر حجتي براي توجيه مهجوريت قرآن در كشور نداريم. در اين زمينه مسئوليت آموزش و پرورش از همه سنگين تر است؛ زيرا سنگ بناي تربيت و آموزش قرآن در آن نهاده مي شود و ديگران بايد آن را كامل تر و زيباتر و مرتفع تر گردانند. اگر به راستي وزارت آموزش و پرورش ( به عنوان مسئول اصلي آموزش عمومي قرآن كشور ) به مأموريت ذاتيش عمل مي كرد، و حواشي را از متن پر رنگ تر نمي ديد، ديگر نبايد مشكلي به نام ناتواني روخواني و روان خواني را در آحاد ملت شاهد مي بوديم. و ديگر ساير مؤسسات قرآني نبايد در اين زمينه هزينه هاي مجدد مي كردند.

اگر به نيمه خالي اين ليوان نگاه كنيم مي بينيم كه آسيب هاي فراوان اين گونه تحركات تبليغي و ترويجي بسيار بيش تر از مزايايي است كه ما آرزويش را در سر مي پرورانيم. كليشه شدن فعاليت هاي قرآني، بي ارتباط بودن اين گونه فعاليت ها با نياز و ذائقه هاي اغلب دانش آموزان، بالا بودن سطح مسابقات و در نتيجه خارج از دسترس بودن آن، بي توجهي معلمان و خانواده ها به آموزش ها و فعاليت هاي قرآني در اثر تعدد برنامه هاي تكراري و موازي و ... تنها بخش كوچكي از واقعيت جامعه است.

سخن پاياني

ما در برابر قرآن كريم شرمنده ايم تا زماني كه بر خلاف اسناد تحولي، به نام آموزش قرآن، تكنيك ها و هنرهاي قرآني را جايگزين « تربيت قرآني دانش آموزان » مي كنيم. امام صادق عليه السلام ( در دعاي شروع تلاوت قرآن ) مسلمانان را از « قرائت هَذر » پرهيز دادند و در تفسير آيه 121 سوره بقره در مزمت آنان كه حق تلاوت را رعايت نمي كنند، فرمودند : « ما هُوَ وَ اللهِ بحِفظِ آياتِهِ وَ سَردِ حُروفِهِ، وَ تِلاوَتِ سُوَرِهِ وَ دَرسِ اَعشارِهِ وَ اَخماسِهِ، حَفِظوا حُروفَهُ وَ اَضاعوا حُدودَهُ ... » ( به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اي و مطالعه حواشي و هوامش آن، نيست. حروف و كلماتش را حفظ مي كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند. ... )

ما در مقابل روح ملكوتي امام خميني ره مسئوليم كه فرمودند : « تربيت بايد تربيت قرآني باشد و بچه هاي ما بايد تربيت قرآني بشوند. » چرا كه خود ايشان در كتاب آداب الصلاه فرمودند : « آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويه و بيانيه و بديعيه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟ آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسنات آن را تعلم كرديم، از شكايت رسول خدا صلى الله عليهوآلهوسلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزل عظيم الشان آن نيست. ... »

ما شرمنده قرآنيم كه در آموزش و پرورش مسابقات قرآني را برگزار مي كنيم كه كاري براي آموزش قرائت و حفظش نكرده ايم. « صادقانه بگوييم : » زيرا وظيفه اي هم در اين زمينه نداشته ايم.

ما شرمنده قرآنيم اگر قرآن را ابزار تبليغ و ترويج خود و اطرافيانمان قرار دهيم. فراموشمان نشود كه روزي قرآن بر سر نيزه شد، تا سر قرآن ناطق بر نيزه شود و بر سر نيزه قرآن خواند، تا قرآن بماند. ( و فداي آن سري كه بر نيزه رفت، تا قرآن بر سر نيزه نرود. ) ياد روزي باشيم كه پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله قرآن كريم را در يك دست گرفته و با دست ديگرش به امتش اشاره مي كند و به گلايه به محضر الهي شكوه مي كند كه : « يارب ! انّ قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا »

وَ السلام

برچسب: نویسنده: پویا زمانی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 12:26

صفحه بندی